
تفاوت اسمارت مانی و پرایس اکشن کلاسیک
در ابتدا میتوان گفت هردوی این روشها را میتوان متولد شده از تحلیل به سبک پرایس اکشن دانست، اما طی سالها پرایس اکشن با نظریههای مختلفی و به شکلهای مختلفی بیان شده است، مانند همین دو روش اصلی که در بین معاملهگران بیشتر رواج دارد، در این مقاله شرح دادهایم.
در این مقاله به بررسی دقیق ساختار بازار، نقدینگی و تفاوتهای ریشهای میان دیدگاه معاملهگران خرد و موسسات بزرگ مالی در دو سبک محبوب معاملاتی پرایس اکشن کلاسیک و اسمارت مانی در تحلیل تکنیکال میپردازیم.
ماهیت و ریشه های شکل گیری دو سبک پرطرفدار تحلیل تکنیکال
دنیای معاملهگری دائماً در حال تغییر است و روشهای قدیمی جای خود را به استراتژیهای جدیدتر میدهند. برای درک بهتر تفاوت اسمارت مانی و پرایس اکشن کلاسیک باید ابتدا بدانیم که هر کدام از کجا آمدهاند.
پرایس اکشن کلاسیک بر پایه الگوهای تکرار شونده قیمت و خطوط روند استوار است که دههها توسط معاملهگران استفاده میشود. در مقابل، اسمارت مانی یا پول هوشمند سعی دارد با ردپای موسسات بزرگ، تلههای نقدینگی را شناسایی کند.
این سبکها اگرچه هر دو به نمودار قیمت تکیه دارند، اما فلسفه کاملاً متفاوتی را دنبال میکنند که در ادامه به بررسی دقیق هر کدام میپردازیم.
پرایس اکشن کلاسیک چیست؟

این روش که ریشه در تحلیلهای تکنیکال سنتی دارد، بر این باور است که تمام اطلاعات لازم در نمودار قیمت نهفته است. معاملهگران در این سبک با استفاده از ابزارهای زیر به تحلیل بازار میپردازند:
خطوط روند
وصل کردن سقفها و کفهای قیمتی برای تشخیص جهت حرکت بازار.
سطوح حمایت و مقاومت
نقاطی که قیمت در گذشته به آنها واکنش نشان داده است.
الگوهای نموداری
اشکالی مانند سر و شانه، مثلثها و سقفهای دوقلو که نوید تغییر یا ادامه روند را میدهند.
الگوهای کندلی
بررسی شکل و بدنه کندلها برای درک قدرت خریداران و فروشندگان در لحظه.
اسمارت مانی یا SMC چیست؟

مفهوم پول هوشمند بر این اساس است که بانکها و موسسات مالی بزرگ جهت اصلی بازار را تعیین میکنند. آنها نقدینگی را به سمت خود جذب کرده و معاملهگران خرد را دچار اشتباه میکنند. در این سبک، مفاهیم زیر کلیدی هستند:
اردربلاک (Order Block)
مناطقی که سفارشات سنگین موسسات در آنجا قرار دارد.
خلاء نقدینگی (FVG)
شکافهایی که به دلیل سرعت بالای حرکت قیمت ایجاد میشوند.
ساختار بازار (BOS)
شکست ساختار که نشاندهنده تغییر جهت واقعی جریان سفارشات است.
بررسی تفاوت اسمارت مانی و پرایس اکشن کلاسیک در عملکرد
تفاوت اصلی این دو سبک در نحوه نگاه آنها به سطوح قیمتی و دلایل حرکت بازار خلاصه میشود. معاملهگر کلاسیک به دنبال تاییدیه روی خطوط است، اما معاملهگر اسمارت مانی به دنبال این است که چرا آن خط قرار است شکسته شود. برای درک بهتر این موضوع، در جدول زیر مقایسهای سریع میان این دو دیدگاه ارائه میدهیم:
| ویژگی | پرایس اکشن کلاسیک | اسمارت مانی (SMC) |
| تمرکز اصلی | الگوهای هندسی و خطوط | نقدینگی و جریان سفارشات |
| نقطه ورود | پس از تایید الگو یا شکست خط | در مناطق اردربلاک و نقدینگی |
| نسبت سود به ضرر (ریسک به ریوارد) | معمولاً پایین (۱ به ۲ یا ۳) | بالا (معمولاً بالای ۱ به ۵) |
| دقت (Win Rate) | متوسط | بالا (در صورت تسلط کامل) |
| پیچیدگی | ساده و قابل فهم | نسبتاً پیچیده و زمانبر |
مفهوم نقدینگی
یکی از مهمترین موارد در تفاوت اسمارت مانی و پرایس اکشن کلاسیک موضوع نقدینگی یا Liquidity است. در پرایس اکشن کلاسیک، حمایتها و مقاومتها سدی محکم تلقی میشوند که قیمت باید به آنها احترام بگذارد.
اما در اسمارت مانی، این سطوح دقیقاً جایی هستند که به اصطلاح نقدینگی جمع شده است و بانکها با زدن استاپلاس معاملهگران خرد در این نواحی (که البته این نظریه استاپ زدن توسط بانکها توسط افراد باتجربه رد شده)، سوخت لازم برای حرکت اصلی را تامین میکنند.
ابزارهای تشخیص روند در دو دیدگاه
در سبک کلاسیک، یک روند صعودی با سقفهای بالاتر و کفهای بالاتر شناخته میشود که با یک خط مورب به هم متصل میشوند. در حالی که در SMC، ما به دنبال “تغییر ماهیت” یا CHoCH (مخفف Change of Character) هستیم تا بفهمیم آیا واقعاً قدرت دست خریداران است یا صرفاً یک فریب قیمتی رخ داده است.
چرا برخی از معامله گران به سمت اسمارت مانی کوچ می کنند؟
بسیاری از معاملهگران پس از مدتی فعالیت با روشهای سنتی، متوجه میشوند که استاپلاسهای آنها به شکلی عجیب زده شده و سپس قیمت در جهت تحلیل آنها حرکت میکند. این تجربه تلخ باعث میشود آنها به دنبال درک عمیقتری از بازار بروند. تفاوت اسمارت مانی و پرایس اکشن کلاسیک در اینجا خود را به خوبی نشان میدهد چون SMC پاسخ این “چراها” را میدهد.
بهینه سازی نقاط ورود و خروج در اسمارت مانی

در اسمارت مانی، ورودها بسیار دقیقتر انجام میشوند و معاملهگر به جای ورود در میانه راه، در منشأ حرکت وارد میشود. این موضوع باعث میشود که حد ضررها بسیار کوچک و اهداف سود بسیار بزرگ باشند. مراحل ورود در یک معامله اسمارت مانی معمولاً به ترتیب زیر است:
- شناسایی روند کلی در تایم فریم بالا.
- پیدا کردن نواحی نقدینگی و اردربلاکهای معتبر.
- انتظار برای رسیدن قیمت به ناحیه و مشاهده تاییدیه در تایم فریم پایین.
- ست کردن سفارش با حد ضرر بسیار محدود پشت ناحیه و حد سود در ناحیه مهم بعدی.
درک روانشناسی بازار
اگرچه هردوی این روشهای معاملاتی به خوبی آموزش داده شوند موثر هستند، اما اسمار مانی با تکیه بر ساختار بازار و وسواس زیاد درک درست از رخ دادن تشکیل روند قبلی، میتواند بینشی جامعتر به نسبت سردرگمی با الگوهای فراوان در سبک کلاسیک بدهد.
کدام سبک برای شما مناسب تر است؟
انتخاب بین این دو سبک به شخصیت معاملاتی و میزان زمانی که برای آموزش میگذارید بستگی دارد. هیچکدام از این روشها وحی منزل نیستند و هر دو میتوانند سودآور باشند. نکته کلیدی در درک تفاوت اسمارت مانی و پرایس اکشن کلاسیک و پیدا کردن نقطه تعادل است.
مزایا و معایب پرایس اکشن کلاسیک
این سبک به دلیل سادگی، بهترین گزینه برای شروع مسیر معاملهگری است. شما سریعاً میتوانید چارت را تحلیل کنید و الگوها را تشخیص دهید. با این حال، بزرگترین عیب آن، آسیبپذیری بالا در برابر نوسانات ناشی از شکار استاپها توسط نهادهای بزرگ است.
مزایا و معایب پول هوشمند
اسمارت مانی به شما قدرت تحلیل حرفهای میدهد و دیدگاهتان را به معاملهگران بزرگ نزدیک میکند. اما یادگیری آن زمانبر است و نیاز به تمرین مداوم روی چارت دارد تا بتوانید نواحی معتبر را از نواحی فریبنده تشخیص دهید.
ترکیب سبک ها؛ استراتژی برنده
بسیاری از حرفهایها سعی میکنند از هر دو دنیا بهترینها را بردارند. برای مثال، آنها ساختار کلی را با پرایس اکشن تشخیص میدهند اما نقاط ورود خود را بر اساس اردربلاکهای اسمارت مانی تنظیم میکنند. این ترکیب باعث افزایش ضریب اطمینان معاملات میشود.


